گروه پژوهشي عفراوى | AfraviGroup: صفحه اصلی 
تماس يا ما | درباره ما | قيمت كاغذ | About us
  ویژگیهای فونت را بهتر بشناسید
Graphic Designers & Print Supervisors Technical Website  
 
نام کاربری       کلمه عبور        ثبت نام  |  بازیافت کلمه عبور    

 اطلاعات کاربردی دیگر
 دوره‌های آموزشی گروه عفراوی
 عرضه کنندگان
فقط برای کاربران:
اگر شما عرضه کننده ی گرافیک و چاپ هستید ، برای تبلیغ کارگاه صحافی‌ ، قالب سازی،  لیتوگرافی‌، چاپ دیجیتال ،چاپخانه‌،نشریات، نگارخانه و یا کاغذ فروشی به قسمت عرضه کنندگان سایت مراجعه و مشخصات کارگاه خود را به دقت وارد نمایید تا پس از تایید مدیریت سایت برای عموم کاربران به نمایش درآید تا آنان نیز از این خدمات استفاده نمایند. 
گفته‌های مختاری درباره فونت دارا
سه شنبه 2 شهريور 1389
15 فونت "دارا" قابلیت صنعتی شدن دارند

گرافیست و مجسمه‌ساز ایرانی به تازگی کتابی با عنوان "جنبش فونت دارا" مشتمل بر 15 فونت فارسی و لاتین منتشر کرده که به گفته او قابلیت صنعتی شدن دارند.
به گزارش خبرنگار مهر، داریوش مختاری گرافیست و مجسمه‌ساز متولد 1334 در خرم آباد است که به تازگی کتابش در زمینه طراحی فونتهای فارسی چاپ و نمونه این فونتها با دانلود مجانی در انترنت قرار داده شده است. وی معتقد است ویژگی خاص فونتها، کاربرد صنعتی آنها است چون برخلاف خطوط فارسی ضخامت در همه ابعاد حرفها رعایت شده است. گفتگوی زیر در مورد کتاب اخیر مختاری است.

*خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ وهنر: کتاب دقیقا چند وقت است که چاپ شده؟
 
ـ داریوش مختاری: الان یک ماه است اما هنوز توزیع نشده.
 
*چرا؟
 
ـ مشغول انجام مقدمات کار و رایزنی هستم چون قرار نیست از این کتاب منفعت مالی ببرم. بیشتر هدفم منفعت فرهنگی و معنوی است. به خاطر همین سعی می‌کنم قدمهای درست را بردارم.
 
*چطور شد به سراغ طراحی فونت رفتید؟
 
ـ اصولا از 15 سالگی کار طراحی فونت و خط را انجام می‌دادم.
 
*یعنی خوشنویسی؟
 
ـ نه. طراحی خط. خیلی‌ها همین را می‌گویند ولی من اصلا خوشنویس نیستم. موقعی که دیپلم گرفتم، رشته گرافیک را در دانشگاه خواندم. در همان موقع هم  پایه اصلی کارهایم خط بود و به دنبال جنبه‌های گرافیک خط بودم.
 
*چرا اینقدر به خط علاقه داشتید؟
 
ـ نمی‌دانم اما علاقه زیادی داشتم. البته تاکید می‌کنم اصلا خوشنویس نیستم. خیلی‌ها انتظار دارند خط خوبی را بنویسم. کار من گرافیک خط است. محمد احصایی و صادق بریرانی استادانی بودند که من از آنها درسهای زیادی یاد گرفتم.
 
*طراحی این فونتها از چه زمانی شروع شد؟
 
ـ چند سالی بود که روی گرافیک خط کار می‌کردم. تقریبا عید نوروز پارسال با نرم‌افزار Font Creators آشنا شدم و تمام اندیشه‌ها و ایده‌هایم را به فونت تبدیل کردم. دیگر برای خودم مرزی را قائل نشدم. هرچه خودم دوست داشتم دنبال کردم. حاصل آن، 15 فونت فارسی شد که سه فونت آن از لاتین گرفته شده‌اند. مبنا را هم خط بنایی گذاشتم، خطی که در ساختمانهای مهم و مساجد و...استفاده می‌شود. منظورم خطوطی است که با آجرچینی نوشته‌ می‌شود. البته اول خط کوفی بود و بعدا این قضیه شکل دیگری پیدا کرد ولی من همان مبنا را گرفتم و کارم را براساس خط بنایی گذاشتم. خطوط کاملا عمودی و افقی و دارای زاویه 90 درجه هستند. تفاوت این خطوط با خط بنایی در این است که حروف مجزا است یعنی پیوسته نیست، منفرد هستند و این منفردبودن قابلیتهایی را ایجاد کرده است.
 
*از چه لحاظ؟
 
ـ دقیقا می‌توان گفت این خط، صنعتی شده خط فارسی است و قابلیتهای صنعتی شدن را دارد. به آن این اجازه را می‌دهد وقتی حروف مجزا هستند، جاهایی قطع و قسمتهایی ادامه پیدا کند. درحال حاضر تعریفی که برای این خط شده، از راست به چپ است ولی این قابلیت را دارد که از چپ به راست هم نوشته شود.
 
*چگونه؟
 
ـ موقعی که حروف منفرد باشند، به راحتی می‌توان این کار را کرد. مثل "ن" از چپ به راست نیز نوشته می‌شود.
 
 
*کلمه‌ای مثل "س" چگونه از چپ به راست نوشته می‌شود؟
 
ـ چون حروف جدا هستند، مشکلی ندارد. (در این موقع  از روی نمونه اصلی توضیح می‌دهد.)
 
*اینکه می‌گویید این حروف قابلیت صنعتی شدن دارند یعنی دارای چه ویژگیهایی باید باشند؟
 
ـ خط نستعلیق، خط فرهنگی ما ایرانیان است. خط صنعتی نیست. اگر روی یک کامیون، خط نستعلیق بنویسیم و روی سربرگ آرم بشود، حروف همینطور کوچک‌تر می‌شوند. خط برای صنعتی شدن باید ضخامت متناسب داشته باشند یعنی زمانی که قلم روی کاغذ می‌آید از ابتدا تا انتها ضخامت متناسبی را دنبال کرده باشد. اگر جایی نازک و کلفت می‌شود تناسبی داشته باشد. در خط نستعلیق ما این تضاد (contrast) خیلی زیاد است مثلا در مورد حرفی مثل "م" سطح زیادی از ضخامت روی سر  بوجود می‌آید ولی برعکس دم آن خلیلی نازک می‌شود. اگر قرار باشد همین خط را برای کارهای صنعتی استفاده کنیم، به مرور دم "م" خورده می‌شود اما در خط صنعتی چون ضخامتها یکی است تمام ابعاد حروف به یک نسبت خورده می‌شوند. کلفتی و نازکی حرف باید به نسبتی باشد که اگر در مجاورت اسید یا مواد دیگر صنعتی قرار گرفت، باز هم تمام حرف به یک اندازه از بین برود.
 
*همه این 15 فونتها قابلیت صنعتی شدن دارند؟
 
ـ بله.
 
*در مورد  فونتهایی نیز که طراحی کرده‌اید، کمی توضیح می‌دهید؟
 
ـ نام این فونتها "دارا" برگرفته از نام داریوش است. هرچند سه فونت آن لاتین هستند که دو تا از این لاتینها براساس خط بنایی فارسی شکل گرفته‌ است یعنی حروف لاتین را با خصوصیات فونتهای فارسی طراحی کرده‌ام که یکی بهم پیوسته و دیگری جدا هستند. سومین خط لاتین را براساس خط سانسکریت هندی طراحی کردم  که  آن را "لاتین دارا" نامگذاری کردم.
 
حروف هندی از میانه بهم می‌پیوندند اما خط لاتین از پایین حروف بهم می‌چسبند تا یک کلمه شکل بگیرد.،خط فارسی هم همینگونه است. برای همین پایه فونت "لاتین دارا" را از میانه بهم چسباندم. فونت دیگر من "گل" است که صرفا برای تیتر نوشتن بکار می‌آید و مجاز نیستیم در متن استفاده کنیم چون این حروف ریزه‌کاریهای گل را دارند.
 
فونت دیگر "دارای پیوسته" است که بهم پیوند می‌خورند. در "دارای سرو" هم کشیدگی و باریکی را در خط "پیوسته دارا" بکار گرفتم. فونت دیگرم "زنجیر" نام دارد. این خط علاوه‌بر اینکه صنعتی است، خوانش کمی دارد یعنی بیشتر دکوراتیو است و برای زیورآلات می‌توانیم استفاده کنیم. خط "ماژیک" با قلم ماژیک نوشته شده است ولی قلم درجاهایی ضخیم و جاهایی نازک است اما این فونت نسبتی را دارد که باز هم قابلیت صنعتی شدن را می‌دهد.
 
"دارا زر" را براساس کرسی‌بندی خط فارسی طراحی کردم ولی براساس خطوط کاملا هندسی. "دارا فرم" یکی دیگر از خطهایی است که خوانش ندارد و بیشتر جنبه‌های دکوراتیو قضیه را دنبال کردم. "دارا فر" در واقع همان فونت زنجیر است که جمع و جورتر شده است. "دارا خاشاک" مثل چوبهایی است که روی زمین ریخته شده‌اند. در فونت دیگری نقطه را حذف کردم که  عنوان آن "بی‌نقطه" است.
 
فونت دیگری را به عنوان بریرانی طراحی کردم که براساس نوع قلمهای صادق بریرانی نوشته شده است و برای کارهای گرافیکی مناسب است. "دارا کسیک "می‌تواند جایگزین خطوط فارسی باشد چون تمام اصول در آن رعایت شده و قابلیتهای مختلف دارد. "دارالوکس" را هم طراحی کردم که براساس قلم خودم است، خوانش ندارد اما برای کتیبه نویسی به درد می‌خورد. "داراآزاد "همان داراهای قبلی است که درون حروف با رنگ سیاه پر شده است. "داراصدا " نیز شبیه قبلیها است با این تفاوت که زاویه‌دار نیست.
 
*برخی از این فونتها مثل "بریرانی" یا "دارا زر" قابل فهم هستند و می‌توان آن را خواند ولی دیگر خطوط خیلی سخت خوانده می‌شوند. فکر نمی‌کنید این مشکلی پیش بیاورد اگر بخواهد صنعتی شوند و کاربرد داشته باشند؟
 
ـ این خطها نیاز به یک زمان 50 ساله دارند تا در جامعه جا بیفتد. خیلی نمی‌توان انتظار داشت سریع رواج پیدا کنند.
 
*به هرحال این خطوط قابلیت صنعتی شدن دارند و اگر بخواهند وارد جامعه شوند، باید با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
 
ـ باید مورد استفاده زیاد قرار بگیرند و فرهنگسازی شود تا به مرور مردم عادت کنند. البته به سیاست کلی کشور هم برمی‌گردد که می‌خواهد به این خطوط بها بدهد یا نه؟ الان خودم با این خطها پوستر طراحی کرده‌ام ولی هنوز مردم گیج هستند که این چه نوشته‌ای است. حتی خود منهم نسبت به این خطوط نامانوس هستم. این خط تازه زاییده شده و هیچ پیشینه‌ای در ذهن ما و سابقه تصویری ندارد برای همین نمی‌توان انتظار داشت به همین راحتی جا بیفتد.
 
*چقدر طول می‌کشد تا جا بیفتد؟
 
ـ تصور می‌کنم 50 سال.
 
*با توجه به سرعت پیشرفت علم اگر واقعا 50 سال طول بکشد، باز هم دچار این می‌شویم که از فونت کشورهای دیگر مثل فونتهایی که عربها برای خطوط خود طراحی کرده‌اند، استفاده کنیم.
 
ـ اتفاقا این فونت برای آنها هم مورد استفاده است یا حتی برای افغانها.
 
*نرم‌افزار آن را تهیه کرده‌اید؟
 
ـ در اینترنت دانلود مجانی آن را قرار داده‌ام.
 
*نمی‌خواهید حق کپی رایت شما حفظ شود؟
 
ـ اثرم را ثبت کرده‌ام.
 
*چه زمانی؟
 
ـ وقتی در اینترنت قرار داده‌ام همه متوجه می‌شوند کار من است. من این کار را کرده‌ام تا نسل جدید جرئت پیدا کند و طرحهای جدیدتری در این زمینه انجام دهد.

3 تصويرگر ايراني در زاگرب
سه شنبه 2 شهريور 1389

به گزارش گروه پژوهشي عفراوي و به نقل از ايبنا، حسن عامه‌كن براي تصويرگري كتاب «اسرارالتوحید»، پيمان رحيمي‌زاده و پريسا صابرمقدم براي تصويرگري كتاب‌هاي «پیاده و سواره» و «کلیله و دمنه» در فهرست نهايي دوسالانه تصويرگري زاگرب حضور يافته‌اند.

در مجموع آثار 130 تصويرساز به كاتالوگ دوسالانه زاگرب (2010)  راه يافته است.

تيرماه سال 1387 ندا عظيمي و مهكامه شعباني دو تصويرگر كتاب، كارگاه‌هايي در حاشيه دوسالانه زاگرب برپا كردند و اين سبب آشنايي بيشتر داوران اين جشنواره با عملكرد تصويرسازان ايراني شده به‌طوري كه در كاتالوگ نهايي اين دوسالانه آمده است: «حضور این دو هنرمند ایرانی در کارگاه نشانگر وسعت و کیفیت فعالیت‌های هنری زنان در ایران است.»

بخش دیگری از این کاتالوگ به تمجید از هنر تصویرگری در ایران پرداخته و ‌آورده است: «با توجه به تصاویری که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال گذشته از تصویرگران ایرانی ارسال کرد به نظر می‌رسد در ایران ادبیات تصویرسازی تاریخچه‌ای طولانی و تاثیرگذار دارد و این تصویرگران با وسواس بسیار و خیلی دقیق خاطرات گذشته را به تصویر کشیده‌اند و به این صورت میراث هنری و علمی خوبی از خود بر جای گذاشته‌اند.»

با وجود تمجيد دوسالانه زاگرب از تصويرسازان ايراني، دو سال پيش آثار بيشتري از تصويرگران ايراني به كاتالوگ دوسالانه زاگرب راه يافته بود.

فرشید مثقالی، نرگس محمدی، هدی حدادی، راشین خیریه، ندا عظیمی، مهکامه شعبانی، حسن عامه‌کن، سیروس آقاخانی، آناهیتا تیموریان، و علیرضا گلدوزیان تصويرسازان ايراني بودند كه دو سال قبل آثارشان به كاتالوگ زاگرب راه يافت.
 
آثار راه يافته به كاتالوگ پاياني دوسالانه زاگرب در نمايشگاه‌هايي در شهر زاگرب كراواسي به نمايش گذاشته مي‌شود.

                                                                                                                                                                    روابط عمومي
                                                                                                                                                           حوزه هنري استان اردبيل

لوگوتایپ‌های ایرانی به چاپ دوم رسید
جمعه 29 مرداد 1389
کتاب لوگوتایپ های ایرانی پس از گذشت کمتر از یکسال از عرضه رسمی آن برای چاپ دوم آماده می شود

این کتاب با ویژگیهای خاص خود به عنوان کتاب درسی توسط اساتید مختلف معرفی شد. دانشجویان و اساتید گرافیک  حرکت و این اقدام را مورد تقدیر قرار دادنند. گروه پژوهشی عفراوی سرگرم آماده سازی کتاب برای چاپ دوم است


برای مشاهده کتاب کلیک کنید
تاليف «وب‌سايت‌هاي گرافيك و چاپ»
دوشنبه 25 مرداد 1389

بهرام عفراوي، نويسنده و پژوهشگر حوزه چاپ و گرافيك، از انتشار جديدترين كتاب خود با عنوان «وب‌سايت‌هاي گرافيك و چاپ» خبر داد. به گفته وي، اين اثر به زودي توسط گروه پژوهشي عفراوي منتشر خواهد شد.\

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، اين كتاب جديدترين وب‌سايت‌هاي فعال در دو حوزه گرافيك و چاپ را به همراه نمايه تصويري هر يك از اين وب‌سايت‌ها معرفي مي‌كند.

عفراوي با اشاره به ويژگي‌هاي اين كتاب گفت: وب‌سايت‌هايي كه در كتاب معرفي شده‌اند، به بخش‌هاي مختلف تقسيم شده‌اند و شامل طراحان گرافيك، نشريات، فراخوان مسابقات، وبلاگ‌ها، مراجع و ... مي‌شوند.

وي افزود: هر يك از اين وب‌سايت‌ها به همراه تصوير صفحه نخست سايت، توضيحات و معرفي بخش‌هاي مختلف آن در كتاب ارايه شده‌ است.

عفراوي با بيان اين كه تامين نيازهاي فعالان حوزه چاپ و گرافيك، هدف اصلي گردآوري اين كتاب بوده است، اظهار داشت: گروهي پنج نفره به مدت سه سال تمامي اطلاعات و بخش‌هاي مختلف كتاب را جمع‌آوري كرده‌اند.

وي تصريح كرد: تاكنون مجموعه‌اي با اين كيفيت و حجم در حوزه وب‌سايت‌هاي مرتبط با حوزه گرافيك و چاپ تدوين نشده بود و كتاب حاضر، نخستين نسخه در اين زمينه به شمار مي‌آيد.

مدير گروه پژوهشي عفراوي با اشاره به ارايه لوح فشرده همزمان با انتشار كتاب، يادآور شد: در اين لوح فشرده، صفحه اصلي تمام اين وب‌سايت‌‌ها ارايه شده و افراد پس از اتصال به اينترنت با يك كليك مي‌توانند به اين وب‌سايت‌ها داخل شوند.

به گفته وي، اين كتاب مراحل فني خود را پشت سر گذاشته است و پيش‌بيني مي‌شود تا يك ماه ديگر منتشر شود


لینک اصل خبر

کتاب فونت دارا منتشر شد
يكشنبه 24 مرداد 1389



داریوش مختاری کتاب فونت دارا را روانه بازار نشر کرد

به گزارش گروه پژوهشی عفراوی: این کتاب در 96 صفحه در قطع رقعی کار شده است
در آغاز کتاب : مقدمه ای از اساتید گرافیک و تنی چند آمده است

استاد مجید بلوچ در مقدمه کتاب چنین می گوید:

در مدت 50 سالي كه كار كرده‌ام هميشه فونت دغدغه فكري‌ام بوده،‌ حتي كارهاي ناتمامي هم دارم كه هرگز به نتيجه نرسيد.
خط بنايي را دوست داشتم چون گويا به دست ايرانيان شكل گرفته و استادان گذشته با چه زيبايي در مساجد و بناهاي تاريخي به كار مي‌گرفتند امروز شاهد هنرمندي توانا هستم كه قدم در راه بزرگي برداشته به يادگار ماندني و دوست داشتني.
وقتي به جمله‌هاي نوشته شده با فونت‌هاي دارا نگاه مي‌كني جدايي حروف به نظر ناخوانا مي‌آيد ولي اين فقط كمي زمان لازم دارد تا براي خواننده آسان شود.
سرفصل‌ها بسيار زيبا طراحي شده در مجموع حروف وقتي بزرگ است كاملاً خواناست ولي به محض اينكه ريز مي‌شود و براي كتابت بكار مي‌رود خواندنش سخت مي‌شود.
به نظر من چون فضاي مثبت و منفي حروف يك اندازه است و فاصله حروف هم به همين اندازه طراحي شده كمي خواندن را مشكل مي‌كند و كاملاً سطرها جدا ديده مي‌شوند.
اصولاً جدايي حروف نكته بسيار مهم اين طراحي فونت است. اميدوارم با كوشش شما گره فونت گشوده شود



استاد ایرج میرزا علیخانی در گوشه ای از نوشته خود در مقدمه کتاب چنین می گوید:
كاري كه از دست طراحان گرافيك و اساتيد خوشنويس بر نمي‌آيد (يا, حداقل, به سختي ممكن مي‌شود), دلمشغولي شما مي‌شود و اين جاي قدرداني دارد. آنچه گفته شد اصلاً تعارف نيست..




تهیه کتاب فونت را به آنهایی که دنبال خلاقیت، نوآوری و شجاعت هستند پیشنهاد می کنیم.
این کتاب به طراحان گرافیک شحاعت ابداع و نوآوری را همراه با آگاهی از اصول گرافیک را می آموزد.


کتاب فونت توسط گروه پژوهشی عفراوی صفحه آرایی و توسط انتشارات سی بال هنر منتشر شده است

برای تهیه کتاب با شماره : 09123360193

نقدی بر گرافیک پوسترهای دهه 60
جمعه 22 مرداد 1389

گروه پژوهشی عفراوی:
همیشه که اینطور نبوده که الان هست. قدیم و البته نه خیلی قدیم ، برای ساختن پوستر فیلم زحمت می‌کشیدند و وقت می‌گذاشتند و به آن اهمیت می‌دادند. همچنان که برای خود فیلم هم اهمیت قائل بودند و برای تولیدش مایه می‌گذاشتند. صنعت فیلمسازی هنوز دست بساز و بفروش‌ها (بخوانید بساز و بندازها) نیفتاده بود و فیلمسازی یک اعتبار و شان و مقامی داشت. درباره اینکه فیلم خوب می‌ساختند یا بد ، بحث نمی‌کنم. می‌گویم که برای فیلمی که می‌ساختند ارزش قائل می‌شدند و همه جوره برای آن زحمت می‌کشیدند. کارشان هر چه بود باری به هر جهت نبود. همه زندگی‌شان وقف فیلم می‌شد و هیچ مرحله‌ای از فیلم را "بزن و برو"یی نمی‌ساختند. حساب بزن و بروها از حساب فیلمسازها جدا بود. تهیه‌کننده و فیلمساز هزار دعوا و اختلاف که با هم داشتند ، سر یک چیز به توافق رسیده بودند و آن این بود: تولید فیلم با ساختمان‌سازی و گاوداری و سمساری متفاوت است. اگرچه برای این مشاغل هم باید بی‌خوابی کشید و دائم فکر کرد و وقت گذاشت. توافق کرده بودند که چه پول داشته باشند و چه نداشته باشند ، نباید سرهم‌بندی کنند و چنانکه امروز متداول شده همه چیز را بی‌خیالی در کنند. برای همین حتی پوستر و سردر هم برایشان مهم بود.
برای پوستر به همان منشی بدسلیقه دفتر تهیه‌کننده سفارش نمی‌دادند که با فتوشاپ کله‌ها را بزرگ کند و به شکل اجق وجق اسم فیلم را بنویسد ، بلکه می‌رفتند سراغ گرافیست‌هایی که سرشان به تن‌شان می‌ارزید و از آنها می‌خواستند که فیلم را ببینند و فکر کنند و طرح بزنند و اجرا کنند و پوستری درست کنند که بشود آنها را با رضا و رغبت به دیوار کوبید و تماشایشان کرد و ترغیب شد برای فیلم دیدن. پوسترهایی که حتی اگر زمان اکران فیلم هم تمام شده ، می‌شود سفارش داد و آن را گرفت و تماشا کرد و لذت برد. پوسترهایی که مثل دایناسورها سال‌هاست که نسل‌شان منقرض شده و به جایشان عکس‌های دیجیتالی زشتی با لی آوت زشت‌تر ، محصول مشترک تهیه‌کننده گل درشت با منشی بدسلیقه (جلوی خودم را می‌گیرم که حرف نامربوط نزنم) آمده‌اند و آدم حالش بد می‌شود از دیدن پوسترها چه برسد به آنکه سر ذوق بیاید و برود تماشای فیلم.
نیچه می‌گوید:" با همگانی شدن سوادآموزی نه تنها نوشتن که اندیشیدن نیز تباه می‌شود". بر همین قیاس با فراگیر شدن نرم‌افزارهای گرافیکی ، نه تنها پوسترسازی که زیبایی‌شناسی نیز از بین رفته است. حالا دیگر تهیه‌کننده‌ای که به رغم تازه به دوران رسیدگی و پول زیاد هنوز هم نمی‌داند چطور باید لباس بپوشد و چطور باید ریش و موی خود را اصلاح کند و هنوز نمی‌داند چه رنگی باید بپوشد تا شکم برآمده‌اش پنهان شود و کارگردانی که بالکل بی‌خیال ماجراست و از اول پروژه قرص "به جهنم" خورده و کاری به کار هیچ چیز ندارد و از انتخاب بازیگر تا عوامل و انتخاب پوستر را به تهیه‌کننده واگذار کرده و منشی خلاق یا دختر و پسر تهیه‌کننده که تازه از دانشکده پودمانی گرافیک رایانه فارغ التحصیل شده‌اند و به علاوه مدیر پخش که خود را صاحب نظر می‌داند و براساس یک سوتفاهم بزرگ احساس می‌کند که نبض بازار را بدست دارد و مراحل فروش فیلم را فقط اوست که می‌داند همه اینها متفقا دست به دست همه می‌دهند که چهار تا کله از سوپراستارهای پول‌ساز بعنوان پوستر چاپ شود تا سربازهای میدان انقلاب سر ذوق بیایند و بروند بلیت بخرند و فیلم را ببینند. قدیم واقعا برای پوستر زحمت می‌کشیدند. پوستر طراحی داشت. به لی آوتش فکر می‌کردند. به قصه فیلم ، فضای فیلم و زیبایی‌شناسی فیلم توجه می‌کردند و دستمزد اندک باعث نمی‌شد که وقت نگذارند و سری دوزی کنند و یک عکس فیلم را کادره کنند و چهار تا اسم هم کنارش لی آوت کنند و اسمش را پوستر بگذارند. به پوستر اجاره‌نشین‌ها و دستفروش و ناخدا خورشید و . . . نگاه کنید تا ببینید چه پوسترهای خوبی ساخته می‌شده در همین مملکتی که حالا حتی حرفه‌ای‌ترین گرافیست‌ها حال کار کردن و طراحی ندارند. فحش‌اش را به کامپیوتر و نرم‌افزارها که نباید داد. باید به این روحیه فراگیر بساز و بندازی لعنت فرستاد که بیش باد.

منظورم این نیست که حسرت گذشته را بخوریم. همان گذشته هم هزار و یک مشکل داشتیم که دلمان خون می‌شد تا یک چیزی مسیر درستش را طی کند. اما می‌گویم که باید برای کار خوب زحمت کشید و وقت گذاشت و بی‌جهت به خود اطمینان نداشت و بی‌خود خودمان را ستایش نکنیم. کامپیوتر یا طراحی با دست فرقی نمی‌کند ، مهم این است که حاصل کار خوب و چشم‌نواز و به درد بخور باشد که فعلا نیست. یک دلیل عمده‌اش این است که کسی به پوستر اهمیت نمی‌دهد و اصلا خیلی از فیلمسازان و تهیه‌کننده‌ها اگر مجبور نبودند و راه چاره‌ای می‌دانستند ، از خیر همین حداقل پوستر هم می‌گذشتند. اما ناچارند که پوستر بزنند و سردر سفارش دهند. اسمش هم هست که سردرها را چاپ دیجیتال می‌کنند و دست طراح باز است برای هر نوع خلاقیتی که دارد. اما راستش را بخواهید حاصل کار آتلیه شقاقی به مراتب قشنگ‌تر از این کله‌های دیجیتالی بود. تازه کیست که قدر طراح را بداند؟ اگر مثلا علی وزیریان برای اجاره‌نشین‌ها شب تا صبح می‌نشست و از روی چهره قهرمانان فیلم با مداد رنگی طرح می‌زد ، می‌دانست که قدر کارش را می‌دانند و حاصل کارش را کنار دست همان منشی فتوشاپ‌دان نمی‌گذارند. اما حالا کلیت فیلم روی هواست ، چه برسد به پوستر سر "خانه دوست کجاست". یادم هست که توی یک جلسه پرسش و پاسخ حداقل ده تا دانشجوی هنر بلند شدند و از کیارستمی درباره پوستر فیلمش سوال کردند. برای اینکه برایشان مهم بود و برای کیارستمی و تهیه‌کننده‌اش نیز مهم بود که پوستر فیلمش چطور ساخته می‌شود. الان از هر ده کارگردان، هفت تایشان- و بلکه نه تایشان- نمی دانند پوستر بازاری فیلم شان از پنجه هنرمندانه کدام استاد هنرمند بیرون آمده است. بگذریم که در این باره هر چه بیشتر صحبت کنیم بیشتر افسوس می خوریم. قرار من با روزنامه این نبود که مقایسه دیروز و امروز کنم. چهار تا پوستر فیلم دادند و خواستند که درباره شان بنویسم. خواستم مقدمه بگویم که متاسفانه دچار روده درازی شدم و بی جهت تهیه کننده ها را از خود رنجاندم. احتمالاً اگر هم می خواستند سفارش بدهند که برایشان پوستری طراحی کنم، بابت این مقدمه از خیرش گذشتند و راهشان را کج کردند. روزنامه نویسی الحق که نیکو وسیله ای است برای اینکه نان خودت را آجر کنی.



Movie3
دستفروش
 حسین خسروجردی با طراحی و اجرای پوستر فیلم دستفروش نشان داد که حتی اگر فیلم مخملباف را ندیده باشید، حتی چیزی هم از آن نشنیده باشید، همچنان می توانید متوجه جذابیت های پوستر فیلم بشوید و مستقل از فیلم به تماشای یک کار گرافیک خوب و زیبا بنشینید. یعنی اینکه این پوستر استقلال زیبایی شناسانه دارد و به خودی خود کار قابل اعتنایی است و طراح به صرف استفاده از عکس منشی صحنه های فیلم یک پوستر جذاب ساخته است. بد نیست که این نکته را بیشتر توضیح بدهم تا مفهوم استقلال زیبایی شناسی با چیزهای دیگر خلط نشود.

اصولاً فیلم ها تصاویر جذاب و پررنگ و لعابی دارند. به دلیل استفاده از هنرپیشه های خوش قیافه و نورپردازی ویژه و احتمالاً تصاویر بدیع، هر صحنه از فیلم واجد زیبایی هایی است که بیننده را به خود جذب می کند. اصلاً فلسفه آنونس همین است که جذابیت های فیلم به عنوان نمونه های کوچکی از یک مجموعه تماشا داده شوند تا تماشاچی جذب فیلم شود و برای دیدن فیلم بلیت بخرد. در واقع در آنونس ها اتفاق خاصی نمی افتد جز اینکه صحنه های جذاب فیلم به نوعی در تدوین جذاب تر شوند و بیننده را به تماشای کل فیلم ترغیب کنند. این حرف یعنی اینکه زیبایی شناسی آنونس مستقل از فیلم نیست و مگر تدوین و نریشن، چیزی جدای از فیلم نیستند. پوستر فیلم هم معمولاً مستقل از فیلم نیست و همان جذابیت فیلم مثل هنرپیشه ها، صحنه های جذاب، تصادف ها و انفجارها را در خود دارد و در واقع جذابیت های فیلم را معرفی یا تداعی می کند. طبیعی است که فیلم منتفی شود، آنونس و پوستر آن نیز از اعتبار می افتند و منتفی می شوند. اما گاهی پیش می آید که پوسترها خیلی وابسته به فیلم نیستند و استقلال جذابیت ها و زیبایی شناسی خود را دارند. البته اگر بپذیریم که پوستر فیلم باید در خدمت فیلم (بلکه فروش فیلم) باشد، این پوسترها از چنین رویکردی نیز فارغ نیستند. هم در خدمت فیلم هستند، هم ساختار زیبایی شناسانه مستقل دارند. پوستر دستفروش چنین است به دقت نگاه کنید. جذابیت پوستر مدیون چهره معروف بازیگر نیست. تنها چهره ای که در پوستر آمده چهره بهزادپور است که به هیچ وجه در زمره ستارگان سینما قرار نمی گیرد. زمینه پوستر تقلیدی است از فضاسازی های سالوادور دالی که در دشتی وسیع، سوژه های فیلم تصویرسازی شده است. در واقع مبنای این پوستر بر تصویرسازی است؛ چیزی که دیگر کسی برای پوستر فیلم حوصله آن را ندارد. یعنی طراح فیلم را دیده و بر مبنای استنباطش از فیلم دست به ایلوستراسیون زده است و به همین جهت پوستر هم مستقل است و هم چیزهایی از فیلم دارد. مثل روزنه های نور، اتوبوس اسقاطی، سبد بچه، بزن و بکش اپیزود سوم و بدن ضرابی و سر بهزادپور که به تصویر دوخته شده اند. این پوستر علاوه بر آنچه گفتم جنبه دکوراتیو هم دارد. یعنی علاوه بر مفاهیمی که متناسب به فضای فیلم منتقل می کند، به دلیل انتخاب رنگ ها و نزدیک شدن به فضای نقاشی جنبه تزئینی نیز دارد.

Movie1اجاره‌نشین‌ها

می گویند فیلم خوب، گرافیست را هم سر ذوق می آورد تا چیزی کم نیاورد. نمونه اش همین اجاره نشین ها است. فیلمی جذاب و دیدنی و خنده دار و در عین حال تفکربرانگیز. علی وزیریان متناسب با حال و هوای فیلم، آمده است و تک تک چهره ها را با رنگ های شاد و نشاط آور طراحی کرده است. این طراحی را با نرم افزار و فیلتر انجام نداده، بلکه نشسته و با مداد رنگی این چهره ها را ساخته است و البته چه خوب ساخته است. بعضی وقت ها، تصویرسازان، پرتره هایی می سازند که شبیه سوژه درنمی آید، اما در پوستر اجاره نشین ها، همین طور که ملاحظه می فرمایید، این تصویرسازی ها عیناً شبیه پرسوناژهای فیلم شده اند. از ویژگی های خوب این پوستر طراحی لوگو است. در لوگوی فیلم ها معمولاً از حروف خوبی استفاده نمی کنند و از قلم و گردش قلمی بهره می برند که مثل حروف کتاب های کودکان است. بهترین کار این است که متناسب با حال و هوای فیلم، طراح لوگو بسازد. مثل لوگویی که برای اجاره نشین ها ساختند. شکی نیست که می شد به جای طراحی از صورت پرسوناژها از عکس - حتی با همین کمپوزیسیون - استفاده شود، اما فضای شادابی که این هاشورها و خطوط منحنی وار مداد رنگی به وجود آورده اند، به هیچ وجه در عکس در نمی آید. این پوستر اگرچه جنبه های مستقل زیبایی شناسی اش زیاد نیست، اما از آنجا که مبنای پوستر تصویرسازی است، تماشایی و دیدنی از کار درآمده و مهمتر از همه کاملاً در خدمت فیلم - و بلکه فروش فیلم - قرار گرفته است.


Movie2ناخدا خورشید

استفاده از «کلمه» برای پوستر فیلم عیب نیست خاصه اگر فضای فیلم قهرمان پرور و پروتاگونیستی باشد. شاید به دلیل استفاده غلط و زشت از کلمه ستاره ها که در ترکیب های سه تایی و پنج تایی پوسترسازی می شوند، ما یک جور حساسیت پیدا کرده ایم و از آن می گریزیم، اما واقعیت این است که استفاده از کله هنرپیشه ها به خودی خود اشکالی ندارد. البته به شرط آنکه هنرمندانه و در یک ترکیب خوب باشد. بهترین نمونه برای این عرضی که گفتم پوستر ناخدا خورشید است. اتفاقاً برای این فیلم غلط است اگر پوستری طراحی کنیم که پرتره قهرمان اول فیلم را نداشته باشد. وقتی همه ماجرا روی کاکل ناخدا خورشید می چرخد، طراح پوستر نیز نمی تواند از این قهرمان فاصله بگیرد و طرح انتزاعی بزند یا پوستر سه کله کار کند. بهترین کار همین است که طراح با چهره ارجمند خلاقیت خود را نشان بدهد. اما این پرتره چطور باید کار شود؟ آیا باید مثل مرد مرمرین واید شبیه مجسمه قهرمانان کار شود؟ یا مثل دانتون باید ترکیبی از چهره و لکه های خون باشد؟ در بیشتر مواقع که گرافیست سفارش می گیرد تا برای یک فیلم خوب و تماشایی پوستر بسازد، بهترین کار این است که ایده اصلی را از خود فیلم بگیرد. همیشه طرح زدن برای فیلم خوب به مراتب ساده تر است تا طرح زدن برای فیلم بد. فیلم بد نه تنها ذوق طراح را کور می کند، بلکه سعی اصلی گرافیست باید صرف این شود که از فیلم بد فاصله بگیرد. اما فیلم خوب - مثل فیلم های تقوایی - دو فریم شان می تواند تصویر اصلی پوستر باشد.

ناخدا خورشید قصه تلخی دارد. ضمناً قهرمانی بااراده دارد که همه چیز را در خودش فرو می ریزد. نمی خندد و زیاد هم حرف نمی زند و کسی نمی داند در کله اش چه می گذرد. عاقبت اش هم مردن است. تیر می خورد و می میرد. طراح همین یکی دو سطر را که از اتفاق روح حاکم بر فیلم هم هست در پوسترش ساخته و پرداخته کرده و به خوبی با تماشای پوستر درمی یابیم که قصه فیلم از چه قرار است...

پوستر خوب در سینمای ایران کم نیست. در همین دهه شصت و هفتاد، گرافیک سینما داشت به رونقی مثال زدنی می رسید که اگر بخواهم اسم ببرم می توانم لیستی بلندبالا از پوسترهای خوب ردیف کنم. مثلاً می توانم به مشق شب ابراهیم حقیقی و هنرپیشه رضا عابدینی و آب ، باد، خاک والی پور و... اشاره کنم اما حیف و صدحیف که هم سینما و هم گرافیک مسیری دیگر پیمودند به رغم رونق کامپیوتر و به بازار آمدن نرم افزارهای گرافیکی پوسترسازی افت شدید کرد و سال تا ماه هم که بگذرد پوستر به درد بخور و دندان گیری گیرمان نمی آید.



منبع: تودی پوستر
نویستنده: سید علی میرفتاح
پژوهش در انجمن حمايت از توسعه چاپ
پنجشنبه 21 مرداد 1389

 اولويت‌هاي پژوهشي انجمن حمايت از توسعه چاپ اعلام شد

به گزارش گروه پژوهشي عفراوي مدير واحد پژوهش انجمن حمايت از توسعه صنعت چاپ، با اشاره به لزوم حمايت از طرح‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي در صنعت چاپ، گفت: اين انجمن در نظر دارد با همکاری و همراهی دست‌اندرکاران، دانش‌پژوهان، استادان و نخبگان صنعت چاپ کشور، شرایط جدید را در بدنه تخصصی صنعت چاپ کشور ایجاد كند.\
داريوش نثاري در گفت‌وگو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، اظهار داشت: انجمن قصد دارد طرح‌هاي مختلف تحقيقاتي و پژوهشي صنعت چاپ را در موضوعات گوناگون تهيه و جمع‌آوري كند.

وي ادامه داد: پژوهش از مولفه‌ها و اركان اصلي صنعت به شمار مي‌رود و بدون پژوهش، نمي‌توان سخني از برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري به ميان آورد.

نثاري با بيان اين كه «پژوهش چراغي است كه موقعيت و نقاط ضعف و قوت اين صنعت را آشكار و روشن مي‌سازد» يادآور شد: در پرتو نتايج پژوهش مي‌توان نقشه راه و چشم‌انداز آينده اين صنعت را ترسيم كرد.

وي تصريح كرد: پژوهش نيازها، داشته‌ها و مسايل را پيش‌رو مي‌نهد و حركت آگاهانه و هدفمند را ممكن مي‌سازد.

مدير واحد پژوهش انجمن حمايت از توسعه صنعت چاپ همچنين درباره برنامه‌هاي آتي پژوهشي اين انجمن توضيح داد: انجمن قصد دارد با بهره‌مندي از امكانات و توانايي‌هاي موسسات و مراكز تحقيقاتي كشور، مجموعه‌اي از نياز‌هاي پژوهشي را در مسير اجرا و تحقيق قرار دهد.

نثاري به اهداف انجمن در حمايت‌ از طرح‌هاي پژوهشي اشاره كرد و گفت: شناسايي توانايي و ظرفيت‌هاي فعلي صنعت چاپ در دو حوزه مواد اوليه و ماشين‌آلات صنعت چاپ، اصلي‌ترين و مهمترين هدف اين طرح به شمار مي‌آيد.

وي خاطرنشان كرد: مهم‌ترین و اصلی‌ترین محورهای پژوهش‌ها و تحقیقات مورد نیاز صنعت چاپ کشور، مواردي نظير مواد اوليه مصرفي در صنايع چاپ، مواد اوليه بسته‌بندي، كاهش ضايعات و مصرف بهينه آب و انرژي، امور بهداشتي و زيست‌محيطي و نگهداري و تعميرات را شامل مي‌شود.

به گفته نثاري، بررسي نيروي انساني و نيازهاي آموزشي، بررسي‌هاي اقتصادي و صنعتي، ماشين‌سازي و قطعه‌سازي، مديريت واحدها و ارتقاي كيفيت و بهره‌وري و تشكل و سازمان فراگير و كشوري مناسب براي صنعت چاپ نيز از ديگر محورهاي اين پژوهش‌اند.

وي از اجراي اين طرح به عنوان بسترسازي مناسب صنعت چاپ نام برد و اظهار داشت: افرادي كه براي انجام پروژه‌هاي تحقيقاتي و آموزشي آمادگي دارند، مي‌توانند با شماره 33901587 تماس بگيرند.

امروز، نمايشگاه «اسماءالحسني»
پنجشنبه 21 مرداد 1389

ششمين نمايشگاه «اسماءالحسني» امروز  آغاز به كار مي‌كند

به گزارش گروه پژوهشي عفراوي : ششمين دوره نمايشگاه بين‌المللي حروف‌نگاري پوستر «اسماءالحسني» از امروز با سخنراني دكتر رضا داوري اردكاني در سالن بتهوون خانه هنرمندان برگزار مي‌شود.

، اين نمايشگاه با حمايت موسسه توسعه هنرهاي تجسمي معاصر، مركز هنرهاي تجسمي حوزه هنري، مركز هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، خانه هنرمندان ايرا ، شركت شبكه سفيد و با سازماندهي سايت اينترنتي تودي پوسترز برگزار مي‌شود.
مراسم افتتاحيه، اعلام برگزيدگان و اهداء جوايز 21 مرداد ماه، ساعت 18:30 درتالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برپا خواهد شد.
آثار اين دوره هم زمان با تهران در اصفهان نيز به نمايش در مي‌آيد.
موزه هنرهاي معاصر اصفهان و خانه هنرمندان حوزه هنري اصفهان ميزبان اين مجموعه آثار هستند.

 

پوسترهای خیابانی
دوشنبه 11 مرداد 1389
وب گالری پوسترهای خیابانی در آلمان














ادامه
مشکل اصلی صنعت چاپ ایران
دوشنبه 11 مرداد 1389
به نظر مارکوس هرینگ، مدیرعامل مؤسسه آموزشی پرینت پروموشن آلمان، آموزش‌های سنتی، مشکل اصلی صنعت چاپ ایران است
به گزارش گروه پژوهشي عفراوي :مارکوس هرینگ، مدیرعامل مؤسسه آموزشی پرینت پروموشن آلمان، رئیس اتحادیه سازندگان ماشین‌آلات صنعت چاپ آلمان، مدیر مشاور کمپانی‌های ماشین‌سازی آلمان و فارغ‌التحصیل مقطع PHD رشته مهندسی تولید، در جریان برگزاری سمینار آموزشی پرینت پروموشن با خبرنگار اخبار چاپ گفتگو کرد.
گفتگوی هرینگ با اخبار چاپ بر محورهای توسعه پایدار در عرصه صنعت چاپ، ارتقاء سطح علمی و آموزشی صنعت چاپ ایران، موقعیت کنونی آموزش صنعت چاپ در ایران و راهکارهای برون‌رفت از شرایط فعلی، استوار بود. وی در ارزیابی خود نسبت به سطح کیفی سمینار آموزشی پرینت پروموشن، گفت: در حال حاضر امکان ارائه تحلیلی جامع و دقیق در خصوص کیفیت این سمینار وجود ندارد. چرا که بسیاری از حاضرین در کارگاه‌های آموزشی و کلاس‌های تئوریک این دوره، سطوح مختلفی داشتند. به بیان دیگر، هر یک از 30 نفر حاضر در کلاس‌ها، با گرایش‌های صنعتی مختلف و توانمندی‌های علمی گوناگون در جلسات حضور داشتند. لذا نمی‌توان ارزیابی کلی و جامعی از شرایط حاکم بر اساتید حاضر در کلاس‌ها ارائه نمود. وی در ادامه تشریح کرد: به دلیل اختلاف سطح موجود در کلاس‌ها، مدرسان پرینت پروموشن نیز کار بسیار مشکلی، پیش روی داشتند. آن‌ها ناگزیر بودند سطحی از دروس را انتخاب نمایند که نه سطح علمی بسیار بالایی داشته باشد که برخی از حاضرین توان فهم آن را نداشته باشند؛ و نه از سطحی برخوردار باشد که خارج از حوصله بعضی دیگر از حاضرین باشد. لذا اطلاعات و دروس ارائه شده در این سمینار از سطحی نسبی برخوردار بود.

هرینگ ویژگی بارز ایرانیان را اینگونه برشمرد: مؤسسه پرینت پروموشن در بسیاری از کشورهای دنیا ـ اعم از توسعه یافته، در حال توسعه و جهان سوم ـ کلاس‌های آموزشی برگزار نموده است. در بسیاری از این دوره‌ها اساتید صنعت چاپ این کشورها حضور داشته‌اند. لیکن در هیچ یک از کشورهایی که تاکنون دوره پرینت پروموشن در آن‌ها برگزار شده است، علاقه‌مندی، انگیزه یادگیری و استعداد آموزشی، به اندازه اساتید ایرانی بالا نبوده است. علاقه‌مندی و انگیزه اساتید حاضر در کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی این سمینار آموزشی به اندازه‌ای بالا است؛ که من و همکارانم را شگفت‌زده کرده بود.
رئیس اتحادیه سازندگان ماشین‌آلات صنعت چاپ آلمان در بخش دیگری از این گفتگو به مشکلات صنعت چاپ ایران اشاره کرده و اظهار داشت: طی سه روز گذشته موفق شدم تا بازدیدی از برخی چاپخانه‌های تهران داشته باشم. در جریان این بازدیدها بسیار متعجب شدم. زیرا بسیاری از ماشین‌آلاتی که در داخل ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد، همان ماشین‌آلاتی است که در اروپا و آلمان وجود داشته و مشغول به فعالیت هستند. از نظر نرم‌افزاری نیز با امکانات موجود در کشورهای پیشرفته برابری می‌کند. لیکن مشکل اصلی چاپخانه‌های ایران، عدم بهره‌مندی از علوم مربوط به این تکنولوژی‌ها است. ایرانی‌ها با صرف هزینه و زمان زیاد سعی می‌کنند همه چیز را با آزمون و خطا و با استفاده از تجربه یاد بگیرند. حال آن‌که اگر بتوانند با شرکت در دوره‌های آموزشی مربوط به فناوری هر برندی، آموزش‌های لازم را دریافت کنند، دیگری نیازی به صرف این همه هزینه و زمان نیست.

مدیرعامل پرینت پروموشن، عدم استفاده از کارگاه‌های آموزشی را مشکل اصلی آموزش آکادمیک در ایران دانسته و تصریح کرد: علومی همانند علوم مرتبط با صنعت چاپ، نیازمند طرح‌درس‌هایی کاربردی و حضور در مکان‌های اجرایی و عملی است. هیچ دانشجوی رشته چاپی نمی‌تواند تنها با حضور در کلاس‌های تئوریک و بدون ارتباط نزدیک با ماشین‌آلات صنعت چاپ، علوم مرتبط با این صنعت را فراگرفته و مشکلات و معضلات آن را مرتفع نماید.
چنانچه دست‌اندرکاران آموزشی ایران در پی دستیابی به استانداردهای آموزشی در حوزه صنعت چاپ هستند، باید این روش را به کلی تغییر دهند. حداقل به ازای هر واحد تئوریک نیاز به طراحی یک واحد اجرایی و عملی نیز می‌باشد. تنها از این طریق می‌توان سطح بهره‌وری و دانش کاربردی دانشجویان رشته چاپ را در سطوح کاردانی و کارشناسی افزایش داد.
مارکوس هرینگ در ادامه به برگزاری دوره آموزشی دیگری در ایران پرداخته و اذعان کرد: طبق توافق اولیه مقرر شده است، دو دوره آموزشی در کشور ایران برگزار شده و در نهایت از میان افراد حاضر در این دو دوره، 14 نفر انتخاب شده و جهت گذراندن دوره‌ای یک ماهه در کشور آلمان، به این کشور اعزام شوند. وی شرایط انتخاب واجدین شرایط را تبیین کرد و گفت: اصلی‌ترین شاخص انتخاب نفرات اعزامی، تسلط بر زبان انگلیسی است. زیرا دوره مذکور، مختص ایرانیان است. استاد آلمانی و شاگردانی که همگی ایرانی هستند؛ اگر چنانچه شاگردان حاضر در کلاس‌های این دوره به زبان انگلیسی آشنایی کامل نداشته باشند و بخواهند مشکلات خود را به زبان فارسی بیان کنند، کلاس را همهمه‌ای از گفتگوهایی به زبان فارسی فرا می‌گیرد. زبانی که استاد حاضر در کلاس نسبت به آن آشنایی ندارد؛ در نتیجه کلاس‌ها فاقد بازدهی لازم خواهد بود. اگر کلاس‌های نفرات انتخابی در زمره کلاس‌های بین‌المللی مؤسسه پرینت پروموشن بود، شاید این تأکید را نداشتیم. اما با توجه به حضور 14 ایرانی در یک کلاس، تسلط بر زبان انگلیسی ضرورتی انکارناپذیر بوده و اصلی‌ترین شرط انتخاب اساتید است.
هرینگ در خصوص انتخاب نفرات اعزامی، بیان داشت: انتخاب نهایی نفرات اعزامی، پس از برگزاری دومین دوره انجام می‌شود. در حال حاضر تنها 10 نفر به عنوان کاندیدا انتخاب شده‌اند. البته این انتخاب نهایی نیست و تنها احتمالی است. بدین معنی که اگر در دوره آینده افرادی با سطح معلومات تخصصی بالاتر و آشنایی بیشتر با زبان انگلیسی حضور داشتند، از میان آنان تعداد بیشتری انتخاب می‌شوند. اگر چنانچه تعداد واجدین شرایط در دوره دوم کمتر از 4 نفر بود، دو نفر دیگر به انتخاب فعلی اضافه می‌شود. وی در پایان خاطرنشان کرد: فعالان صنعت چاپ ایران، هنرمندانی کارآشنا و قدرتمند هستند. مردمانی که توانایی‌های بسیاری دارند. توانایی‌هایی که به دلیل عدم استفاده از آموزش‌های لازم به فعلیت نرسیده و آرام‌آرام از میان می‌روند. به عنوان نمونه توانایی اپراتوران چاپخانه افست، من و همکارانم را شگفت‌زده کرد. به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی آموزشی تخصصی، علمی، کاربردی و استفاده از اساتید خبره و کارشناس بین‌المللی، نیاز مبرم صنعت چاپ ایران در بخش آموزش باشد.


 

برو به صفحه  1 [2] 3 ... 242 243 244
 در بازار نشر
font-book-small.jpg
 اشکالات تایپی
کتاب لوگوتایپ های ایرانی
 تبلیغات
shop.jpg

print.jpg

sarobon.gif
فصلنامه گرافیک و چاپ

چاپ ابیانه
banner-afraviwebsite.gif
 فقط برای اعضا
* متن کامل فصلنامه 2 دریافت فایل New
معرفی طراحان گرافیک و آثار New
* دانلود هر روز یک پوستر با کیفیت New
معرفی کارگاه خود به دیگران
* متن کامل فصلنامه 1 دریافت فایل
* دانلودهای کاربردی، فونت، و ...
* هدایای ویژه در مقاطع مختلف
* تخفیف 20% خرید محصولات
* تخفیف استفاده از برخی دوره ها
* و .. که به تدریج معرفی می گردد
 طرحهای گروه پژوهشی عفراوی
*اهدای نمایندگی فروش  ادامه
*فیلم چاپ و.. آماده نمایش  ادامه
*
اهدای نمایندگی خبری ادامه
Designed by Web design team of AfraviGroup (by Ahoura) | All rights reserved 2008